تبليغاتX
بهمن
فرض کنيد در يک مسابقه دوي سرعت شرکت کرده ايد. شما از نفر دوم سبقت مي گيريد حالا نفر چندم هستيد؟
اگر شما توي همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگيريد، نفر چندم خواهيد شد؟
عدد ۱۰۰۰ رو فرض کنيد. ۴۰ رو به اون اضافه کنيد. حاصل رو با يک ۱۰۰۰ ديگه جمع کنيد. عدد ۳۰ رو به جواب اضافه کنيد. با يک ۱۰۰۰ ديگه جمع کنيد. حالا ۲۰ تا ديگه به حاصل جمع، اضافه کنيد. ۱۰۰۰ تاي ديگه جمع کنيد و نهايتاً ۱۰ تا ديگه به حاصل اضافه کنيد. حاصل جمع بالا چنده؟
پدر حسن، سه تا پسر داره:کپل،مپل و  اسم پنجمي چيه؟
در يك صفحه ي شطرنج، چند مربع مي توان يافت؟
كدام واژه ي فارسي بسيار معروف را نه تنها فارسي زبانان بلكه عضوهاي انجمن بين الملي فارسي دوستان نيز بد تلفظ ميكنند؟
شما گرفتار يك قبيله ي ادم خوار شده ايد ميگويند يك جمله بگو اگر دروغ باشد اب پز خواهي شد و اگر راست باشد كباب خواهي شد . چه جمله اي خواهيد گفت؟
مجموع سه عدد متوالي ۱و۲و۳ مساوي حاصلصربشان هست . آيا سه تائي متوالي ديگري در ميان اعداد صحيح وجود دارد كه اين خاصيت را داشته باشد ؟

جواب در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 16:36 توسط صادق بهمنی |

با انتشار كتاب شكنجه گران مي گويند ، اسناد و مطالب كاملي از اوج مرار تھا و شكنجه ھاي انقلابيون مبارز براي پيروزي انقلاب اسلامي به ھمراه اعترافات شكنجه گران ساواك منتشر شد
بھمن نادري پور (تھراني) و فريدون توانگري (آرش)، دو تن از شكنجه گران معروف رژيم
گذشته ھستند كه بيشتر مبارزان و انقلابيوني كه زندان رفته اند، آنان را مي شناسند. جسته و گريخته....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 17:12 توسط صادق بهمنی |

باز گشت جنازه / پریز پازوکی

پدرم مرا به روز نامه ی خورشید ایران معرفی کرد و من شدم مصحح روز نامه ... البته پدرم به من گفته بود که روی کار مطبوعاتی خیلی حساب نکنم و اداره ی خانواده و زندگی با آن شاید امکان پذیر نباشد.به هر حال مدیر خورشید ایران ، علاء الدین پازار گادی بود و روزنامه در چاپخانه ی مظاهری –اول خیابان اکباتان –چاپ می شد...قرار بود جنازه ی رضاشاه را به ایران بازگردانند.طبعا این موضوع ، تیتر اول روزنامه شد و با تیتر درشت حروف((بازگشت جنازه ی اعلیحضرت)) را تیتر کردیم –با فونت 72- من هم روز نامه را تصحیح کردم و رفت زیر چاپ.حدود دویست تا دویست و پنجاه نسخه که چاپ شد ، ناگهان دیدم که پازار گادی دارد توی سرش میزند که : ماشین(چاپ)را نگه دار ...!چاپ را نگه داشتیم روز نامه را داد دست من و گفت :این چیه؟ گفتم : چی چیه؟ گفت :بخوان!وقتی میگویم کار  را به بچه نباید سپرد این است نتیجه ی سپردن کار به بچه...کاشف به عمل آمد که (ح)از کلمه ی اعلیحضرت افتاده و شده اعلیضرت ،خلاصه سر در نیاوردم...مرا اخراج کرد...

+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 16:57 توسط صادق بهمنی |